بسم الله الرحمن الرحیم      
         نوشتاری در مورد فرهنگ ؛موقعیت جغرافیایی وآثارتاریخی  بوانات
بوانات یکی از مناطق خوش آب و هوای استان فارس دارای فرهنگی غنی است که، با شناخت فرهنگ آن علاوه بر حفظ و پاسداریش، به مردم آن منطقه بها وارزش داده شده و آنان نیز در حفظ و اجرای آداب و رسوم خود تشویق می شوند. از آنجا که شرط اساسی توفیق در جمع آوری ادبیات شفاهی،دانستن زبان و آشنا بودن با مردم آن محل است. این این نوشتار گواهی بر فولکلور و فرهنگ مردم بوانات است که نتیجه ی زندگی در این شهر وگفتگو با سال خوردگان مجموعه ای از آداب و رسوم، اعتقادات، برگزاری مراسم اجتماعی همانند جشن نوروز، عروسی، سوگواری عزیزان و سیدالشهدا (ع) و برگزاری مراسم خاص منطقه مانند:قل خرمن, چلّه بدر، چاوُشی و... هچنین ضرب المثل ها، ،بازی ها،سوغات  ,گفتارها ولهجه شیرین بواناتی و..ضبط و جمع آوری شده است و همچنین به بررسی شناخت موقعیت طبیعی،اقتصادی، پیشینه ی تاریخی، صنایع دستی، آثار باستانی، مذهبی و گردشگری و نیز تحقیقی بر زندگی مشاهیر و بزرگان این شهرستان پرداخته شده است.
شهرستان بوانات  township Bavanat
موقعیت جغرافیایی
بوانات شهرستانی در شمال شرقی استان فارس و در فاصله۲۴۰ کیلو متری شهر شیراز قرار داردرطول ۳۵ درجه و ۲۰ دقیقه و عرض ۲۹ درجه و ۴۵دقیقه واقع گردیده و از شمال و شرق به استان یزد و از جنوب به شهرستانهای ارسنجان و مرودشت و از غرب به شهرستان خرم بید محدودمی شود .بر اساس اطلاعات سایت iranroadguide فاصله شهر سوریانتا شهر شیراز ۲۳۹کیلومتر تا اصفهان۳۳۳کیلومتر تا یزد از راه مروست ۲۷۴کیلومتر تا کرمان ۴۵۰ کیلومتر و تا تهران ۷۱۹ کیلومتر و تا مشهد الرضا ۱۱۰۵کیلومتراست بوانات با وسعت  ۲/۴۹۹۲ کیلو متر مربع ۹/ ۳ درصد خاک استان فارس و  از نظر وسعت جایگاه ششم را دربین ۲۷ شهرستان به خود اختصاص داده است همچنین  با جمعیتی حدود ۴۸۴۱۶ نفر (۱۳۹۰ )در بین ۲۷ شهر ستان رتبه بیستم را دارد  و  تراکم جمعیت   تقریبا  ۶/۹ نفر در هر کیلومتر مربع می باشد و ناحیه ای  نیمه کوهستانی با دشتهای وسیع  است.جهت کوهها غربی - شرقی بصورت رشته  کوه و امتداد رشته کوههای زاگرس می باشد زمستانهای منطقه سرد و خشک و فصل تابستان کوتاه و معتدل بوده و حداقل دمای هوا ۲۰ درجه و حداکثر۳۴ در جه سانتیگراد است حد اکثر ارتفاع از سطح دریا ۳۳۶۲ متر قله کوه خاتون می باشد .ارتفاع شهر بوانات از سطح دریا۷۶۳۴فوت یا ۲۳۲۷متر می باشد متوسط میزان بارندگی سالانه در بوانات نیز۲۷۰میلیمتر است
سابقه تاریخی:
بوانات bavanat از نظر لغوي به معنی بهره و حصه وجمع مونث سالم درادبیات عرب و نيز به معنی باغ بهشت یا نام بهشتی در فارس نیز آمده است است همچنین نیز به معنی جایی که مویز فراوان دارد . بوانات درکتاب فیلیپ. ک . حتی ترجمه ابولقاسم پاینده به عنوان یکی از جنات اربعه جهان یاد شده در چهار اقلیم که عبارتند از ۱ - شعب بوان ۲-مرجشیدان۳-غوطه دمشق۴-ابله بصره . کوره بوانات یکی از واحدهای تابعه شهر قدیمی استخر درعهد هخامنشی بوده است.فعلابر اساس شواهد موجود قدیمی ترین مکان بوانات منج با قدمت تاریخی  می باشد.
(نمایی دور از چهار طاق ساسانی روستای منج  )
عهد ساسانی (چهار طاق ساسانی و قلعه دختر ) و شیدان (مسجدجامع) با قدمت قرون اولیه ورود اسلام به ایران و سوریان با اثاری ازقرون اولیه ورود اسلام و  عهد صفویه (پل صفویه و مسجد جامع که بنای ان به عهددیالمه می رسد)  می باشند  این مکانها در ان زمان مکانهایی با جمعیت قابل توجه بوده است.
( نمای بیرونی مسجد جامع بوانات مربوط به عهد دیلمیان )
توجه بوده اند چرا که مساجد جامع در گذشته در جاهای اباد و دارای جمعیت زیاد می ساخته اند بیشتر اثار تاریخی بوانات به دلیل استفاده ازسازه گل رس و خشت خام در گذر زمان از بین رفته و شاهد ویرانه های ان ودر واقع وارث تمدنی گلین هستیم .
آثار تاریخی: 
1. مسجد جامع سوریان: ( شهر بوانات ) بجامانده از عهد دیلمیان قرن ششم هجری
2. پل بزرگ سوریان: این پل بر روی رودخانه اعظم بوانات قرار دارد و در متون تاریخی به پل آجری و در منطقه بنام کچی معروف است. تاریخ ساخت این پل را اواسط قرن هفتم ذکر کرده اند. پل یک دهنه و با اجر چهار گوش و ساروج ساخته شده است.
3. چهار طاق ساسانی: این بنا در روستای منج و بر فراز یک تپه در مجاور رودخانه اعظم بوانات قرار گرفته است. آنچه امروز از آن باقی مانده تنها چند ستون و چند طاق از یک بنای عظیم بوده است. این بنا را متعلق به دوره ساسانیان می دانند.
4. قلعه تاریخی سیمکان: این قلعه در روستای سیمکان در جنوب غربی شهر بوانات واقع و باقی مانده از دوران زندیه است.
5. بقعه امامزاده شاه میر حمزه (ع) بنای امامزاده شاه میر حمزه بن موسی الکاظم (ع) در روستای امامزاده بزم در 18 کیلومتری جنوب شرقی شهر بوانات قرار دارد. این بنا از عهده صفویه است و از زیارتگاههای مهم شهرستان است ایام سوگواری ائمه اطهار (ع) (بویژه تاسوعا و عاشورا ) تمام دستجات عزاری با تجهیزات خود از روستاهای مختلف بخش مرکزی در این مکان مقدس تجمع می کنند و به عزاداری می پردازند. این مکان اخیراً جاذبه توریستی هم پیدا کرده است. که دهکده گردشگری عباس برزگر در این روستا شهرت جهانی دارد.
 5 اصله درخت چنار تنومند و عبور یک رشته قنات از صحن امامزاده زیبایی خاصی ایجاد کرده است. منبر چوبی امامزاده به دستور دستور شاه عباس و از چوب صندل و آبنوس ساخته شده است. تاریخ ساخت منبر بوسیله حروف ابجد از کلمه فیض لم یزل استخراج می شود.
6. منبر جامع سوریان: این منبر در سال 771 هجری قمری به دستور مظفرالملک از محل ماترک خواجه سعدبن محمد و از چوب چنار و تزئینات از چوبهای عود، صندل، آبنوس، فوفل ساخته شده و دارای یازده پله است.
7. مجسمه طلائی به وزن 5/2 کیلوگرم که توسط یکی از کشاورزان در جنوب شهر سوریان یافت شد و مربوط به عهد هخامنشیان بوده و به موزه ایران باستان انتقال یافته است.
8.کاروانسرای محمد برده شیراز ، این کاروانسرا قلعه ایست محکم، بجا مانده از عهد صفویه در یک آبادی بنام برده شیراز در شمال شهر بوانات.
9.قدمگاه محمد حنیفه، این مکان در جنوب شهر بوانات (4 کیلومتری) در دامنه کوه ختاوند (ختابون) قرار گرفته و عنوان تفرجگاه زیارتی است.
10-آثار تاریخی شیدان، روستای شیدان در 10 کیلومتری شرق بوانات قرار دارد این روستا قدیم الایام بنام شهر "ابله" (فرغ شیدان) شهرت داشته و حدود 10 آثار تاریخی از قبیل 7 قبرستان زرتشتی، محله بازار، حمام، آثار یک پل از عهد صفویه آثار یک مسجد از قرون پنجم و ششم هجری قمری.
11- تفرجگاه پیرکدویه
شاید باورش سخت باشه اما خیلی از اهالی استان فارس و حتی استان های همجوار، بوانات رو با نام پیرکدو
 می شناسند.تفرجگاهی مصفا با درختان کهنسال در دل کوهستانهای سرسبز بخش مزایجان  شهرستان بوانات و چشمه ی آبی جوشان که کسی تا به حال خشک شدنش را یاد نمی دهد.
چشمه ای با آب خُنک و گوارا که نوشیدن دوباره ی آن آرزوی هر مسافریست.
این چشمه ی مصفا در 40 کیلومتری شهر بوانات و در فاصله 6 کیلومتری شهر مزایجان در دامنه ی کوه سرسفید و  ورودی مزرعه سهل آباد قرار گرفته است.
در نزدیکی این چشمه قبرستانی تاریخی وجود دارد که از تعداد سنگهای آن روز به روز کمتر می شود.درختان کهنسال اطراف چشمه غالبا بوز، بید و چنار می باشد.
مسیر دستیابی به چشمه هموار بوده وبرعکس اکثر تفرجگاه های استان فارس صعب العبور نیست. زمینهای اطراف می تواند محل مناسبی برای پارک خودرو باشد.
این چشمه از قدیم الایام محل تفریح و احتمالا برگزاری جشن های مختلف بوده است.
از آنجا که ایرانیان قدیم احترام خاصی برای آب قائل بوده اند؛ این چشمه نزد اهالی منطقه قداست خاصی داشته است و البته که آب چشمه منبع شرب باغات و اراضی وسیعی از  مزایجان می باشد.
در نزدیکی چشمه در قدیم قلعه ای بنا شده که نام آن را قلعه پیرکدویه عنوان کرده اند که اکنون از آن قلعه جز آجر و خِشت و انبوه گل چیزی باقی نیست.
برخی از اهالی منطقه اذعان می دارند که این منطقه محل استراحت تابستانی وزرا یا درباریان و پادشاهان قدیم بوده است.
علاوه بر این چشمه در آن منطقه چشمه های دیگری از جمله چشمه دیوانه در تنگ پودونی، چشمه ی آب گرم و چشمه ی بید بیمار و صدها چشمه ی دیگر نیز وجود دارد که هیچکدام از آنها به شهرت چشمه پیرکدویه نمی رسند.
12-سرو تنومند وبلند روستای اکبری در بوانات
درروستای اکبری از توابع بخش مزایجان شهرستان بوانات سرو بسیار بزرگ وکهنسالی قرار دارد .
گمان می رود عمر این سرو بیش از هشتصد سال باشد.این سرو بسیار زیبا ودیدنی یکی از کهنسال ترین درختان در شهرستان بوانات است.
این سرو تنومند دو قلو می باشد . یکی از آن هابلندتر وسبز رنگتر به نظر می رسد به طرف شمال بر افراشته گردیده است ودیگری که کوتاه تر می باشد رو به سمت جنوبی به سمت قبله بر افراشته است .
این سرو دو قلو که در کنار هم وبدون فاصله از یکدیگر قرار دارند مانند نگینی همیشه سبز از دور پیدا می باشد .این سرو نظر کرده است ومورد احترام اهالی قراردارد.
در مواقع زیادی مردم نذورات خود را در پای این سرو می پزند وخیرات می دهند.
در مقابل ودر طول این سرو در آن سوی رود خانه سرو دیگری در روستای عاصمی قرار دارد .همه ساله گردشگران زیادی برای دیدن این درخت زیبا وشگفت انگیز به این محل عزیمت می کنند.با وجود بلندی زیاد, این سرو در مفابل بادهای شدید مقاومت کرده است .
13-غار مشهور کان گوهر
غار کان گوهر به عنوان بزرگترین و مهم‌ترین معدن سنگ آهن و از آثار تاریخی مهم شهرستان بوانات فارس و مربوط به ادوار پیش از تاریخ، به دلیل داشتن کانی‌های قوی و با ارزش معدنی چون آهن و منگنز به نام کان گوهر شهرت یافته است.
این غار در مسیر جاده آسفالته بوانات به سیرجان، یک کیلومتر بعد از روستای منج سمت راست جاده و در کوه سفید (توتک) که قسمتی از کوه زاگرس می‌باشد در داخل تنگه معروف به بند نو واقع شده است.
غار کان گوهر از آثار با ارزش زمین شناسی و میراث گذشته عهد مفرغ است و طول آن حدود 2 کیلو متر می باشد که از کانی های آهن و منگنز قوی بوده و به صورت رگه ای قرار داشته و در گذشته تخلیه شده است.
دهانه غار به ابعاد ۳۰ در۲۰ متر و در راس مثلث فرو افتاده ای قرار دارد. ارتفاع دهانه از سطح دریا ۲۳۰۰ متر است. مثلثی برابر پهلو به قاعده حدود ۱۰۰ متر و چسبیده به کف دره و ارتفاع حدود ۲۵۰ متر به طول قالبی یعنی عمود بر سطح مایل دامنه کوه فرو افتاده و سطح آن محاط در دیواره های عمودی با متوسط ارتفاع ۱۲ متر است. حجم این فرو افتادگی چیزی در حدود 100 هزار متر مکعب می باشد.
غار شامل دو بخش است: بخش ریزش کرده و بخش طبیعت ساخته. بعد از ورود به غار، تالاری مدور به شعاع ۳۰ متر قرار دارد. ارتفاع سقف در این محل حدود 20 متر است، تالار با شیبی ۵۰ درجه به سوی پایین می رود، سپس وارد تالاری بیضی شکل به قطرهای ۴۰ در ۱۸۰ می‌شود که با شیبی ۶۰ درجه به سمت بالا می رود.
با عبور از دالانی کوتاه، تالار دیگری به ا بعاد ۱۲ در۱۰ متر که سنگ های سیاه و سفید زیبایی ساخته شده قرار دارد، درون این تالار پرتگاهی به بلندی 8 متر دیده می‌شود و در انتهای آن دهلیزی قرار گرفته است.
دهلیز گوشه تالار آخر، طبیعت ساخته و حدود دوازده متر است و به تالاری به ابعاد ۱۵ در ۱۲ متر وصل می شود. دیواره‌های این تالار پوشیده از غار سنگ‌های گل کلمی می‌باشد.
گودال کوچک آب که محل ریزش چکه است در کف آن وجود دارد و آثار ریزش سقف در این تالار به چشم می خورد. از انتهای این تالار دهلیزی که باید خزیده از آن عبور کرد شروع می‌شود که پس از حدود ۲۰ متر به یک چاه می‌رسد.
بدنه چاه در بعضی بخش‌ها تنگ و دست و پا به بدنه می رسد و در بعضی قسمت‌ها بدنه گشاد شده و باید پاندول وار از آن گذر کرد.
سالن‌های مرتفع غار که ارتفاع سقف بعضی از قسمتهای آن تا 30 متر می‌رسد و تونل‌های طویل آن از دید بسیاری از مردم پنهان مانده و در حال ناپدید شدن می باشد و ارتباط تونل انتهایی آن بر اثر رسوبات جدید در حال قطع شدن با بیرون است.
غار دارای یک دهانه اصلی در ارتفاع حدود 80 متری از کف دره و یک دهانه فرعی در پایین درارتفاع 15 متری از کف دره می باشد.
این غار به دلیل ساختار خاص زمین شناسی که از سنگهای معدنی تشکیل شده از نوع سنگهای سست و قابل ریزش می‌باشد و این امر باعث گردیده جلوی دهانه غار بر اثر ریزش سنگهای بزرگ و کوچک کاملا مضطرب شود.
بدنه چاه در بعضی بخش‌ها تنگ و دست و پا به بدنه می رسد و در بعضی قسمت‌ها بدنه گشاد شده و باید پاندول وار از آن گذر کرد.
سالن‌های مرتفع غار که ارتفاع سقف بعضی از قسمتهای آن تا 30 متر می‌رسد و تونل‌های طویل آن از دید بسیاری از مردم پنهان مانده و در حال ناپدید شدن می باشد و ارتباط تونل انتهایی آن بر اثر رسوبات جدید در حال قطع شدن با بیرون است.
غار دارای یک دهانه اصلی در ارتفاع حدود 80 متری از کف دره و یک دهانه فرعی در پایین درارتفاع 15 متری از کف دره می باشد.
این غار به دلیل ساختار خاص زمین شناسی که از سنگهای معدنی تشکیل شده از نوع سنگهای سست و قابل ریزش می‌باشد و این امر باعث گردیده جلوی دهانه غار بر اثر ریزش سنگهای بزرگ و کوچک کاملا مضطرب شود.
ریزش سنگها و شیب نسبتا تند کوه دسترسی آسان به دهانه اصلی و داخل غار را کمی با مشکل مواجه ساخته است. جلوی دهانه غار سنگهای زیادی قرار گرفته و به دلیل ریزش بی‌رویه سنگ امکان دستیابی به آثار و لایه‌های باستانی احتمالی غیر ممکن شده است.
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد غار کان گوهر این است که در دوران باستان محلی جهت استخراج سنگ و کانی‌های معدنی بوده است و این غار به دلیل داشتن منابع غنی معدنی می‌تواند مکان مناسبی جهت جذب محققین، گردشگران و زمین شناسان از نقاط مختلف جهان باشد.
 
زبان: زبان اکثریت قریب به اتفاق مردم بوانات فارسی است و لغات و اصطلاحات فراوانی در ان استعمال می شود که حاکی از اصالت این زبان است. معدود روستاهای کوچکی (چنار سوخته، چشمه، لقمان، دفر، بنک و چنارزاهدان) به زبان عربی و روستای کوپان به زبان ترکی هم صحبت می کنند. اما زبان اصلی آنان فارسی است.
نژاد:اکثریت فارس وسفید پوست هستند.
ضرب المثل های بواناتی
1-هرچین
در مزایجان بوانات به چکه کردن سقف خونه می گن هرچین آب می ده.
2- زندگی سگیزندگی توام با درد و رنج و فقر و تنگدستی را در اصطلاح عامیانه زندگی سگی می نامند.
3- ریش و قیچی دست خودتوناین ضرب المثل را هنگامی به کار می برند که بخواهند اعتماد و اطمینان کامل را به کسی نشان بدهند و به او اختیار کامل برای انجام کاری را بدهند.
4- دست و پای کسی را توی پوست گردو گذاشتن
هنگامی که شخص زودباوری را به انجام کاری تشویق کنند و او بدون دوراندیشی و بررسی به آن اقدام کند و بدین ترتیب در بن بستی گرفتار آید، درباره ی او می گویند که: « دست و پایش را در پوست گردو گذاشتند» یعنی کاری دستش داده اند که نمی داند چه بکند.
5- دری وری به طور کلی جملات نامفهوم و بی معنی و خارج از موضوع را در میان عوام دری وری می گویند.6-دنبال نخود سیاه فرستادنهر گاه می خواهند به بهانه ای کسی را از سر باز کنند و به جایی بفرستند که به این زودی ها بر نگردد از این ضرب المثل بهره می گیرند.
و..آداب و رسوم: آداب و سنن اهالی این شهرستان کمتر دستخوش تغییر و تبدیل به فرهنگ شهری شده مردم برای اعیاد و سوگواریهای مذهبی و برگزاری سنن و شعائر اسلامی آدابی مطابق با سایر مناطق ایران داشته، اعیاد اسلامی را بسیار محترم شمرده و کار کردن در بعضی از این روزها را مانند عید غدیر و 28 صفر را بسیار مکروه و ناپسند می شمارند. تعزیه خوانی و سایر آداب و رسوم قدیمی همچنان محترم شمرده و انجام می دهند.
در ذیل برخی آداب رسوم آورده شده است:
 
عید نوروز
عید نوروز نزد مردم بوانات واستان فارس بسیار گرامی است و مردم از حدود15 روز پیش از تحویل سال نو، به استقبال آن می روند. آنها شیرینی و تنقلات تهیه می کنند و به دوختن و تهیه لباس نو برای خود و بچه ها
 می پردازند و خانه تکانی می کنند. در گذشته مردم خود شیرینی درست می کردند و عمدتاً نان شیرین می پختند. نان شیرین را بعد از این که از تنور بیرون می آوردند تا هنوز نرم و تازه بود، چند بار تا می زدند تا به صورت یک مربع به اندازه کف دست درآید. این نان بعد از چند دقیقه تـُرد و بسیار شکننده می شد. غیر از این نوع نان شیرینی، شیرینی دیگری درست نمی شد. اغلب، وسایل پذیرایی عید تنقلاتی مانند برنجک، گندمک  ,کشمش گردو   وگردوی آبسال می باشد.
رسم قل خرمن
محفل آتشی قل_خرمن
قل خرمن؛ یک دورهمی در دل مزارع بوانات است که با مهیا کردن آتش هیزمی و برشته کردن محصولات نیمه رسِ مزرعه (گندم و نخود) ضمن میل آن، اوقاتی مفرح را در کنار آن سپری می کنیم.
در برخی نقاط بوانات به آن گندم بلال می گویند.
ریشه واژه قَل خرمن، شاید بر تهیه خرمنی قلیل (کوچک) برگردد .در کهن دیار بوانات، قل خرمن، سرشتی در باوری عامیانه دارد.در این دیار،  اردیبهشت و خرداد را «سست ماه» می نامند.
برج هایی(ماه هایی) که بنیه بدن با شروع گرما و.... مقداری تقلیل می رود.قدیمیان خوردن «قل خرمن گندم» را نسخه این ضعف می دانند.
و چنانچه شخصی به این معرکه قل خرمنی نرسید، باید به انتظار درو گندم، آرد کردن آن و خوردن نان گندمزار باشد تا قوت آن نان، ضعف جسم را از تن بر در کند
آداب و رسوم سیزده  بدردر بوانات
غذاهای سیزده بدر
غذا برای ما ایرانی ها غیر از کاربرد اصلیش، یک کاربرد خیلی مهم دیگه هم داره و اون جمع شدن اعضای خانواده دور یک سفره و میزه، به خصوص اگه این غذا به مناسبت یک روز خاص پخته شده باشه و غذای مخصوصی هم باشه. وقتی صحبت از غذای روز سیزده بدر میشه، ناخودآگاه اولین چیزی که به ذهن هر شخصی می رسه، کبابه. ما ایرانی های عشق کباب، همیشه توی روزهای تعطیل و رفتن به پیک نیک، بساط آتیش  و کبابمون به راهه، اما خب غذاهای دیگه ای هم هست که طرفدارای زیادی داره، مثل آش که معمولا توی یک قابلمه بزرگ روی آتیش و در فضای باز پخته میشه و داغ داغ خورده میشه.
بازی های سیزده بدر
بعد از خوردن یک غذای خوشمزه و کمی استراحت، نوبت به بازی می رسه. امروز روز سیزده بدره، آخرین روز از تعطیلات نوروزی، نباید حتی یک لحظه از اون رو از دست داد. باید گفت که بازی ها و سرگرمی های سیزده بدر، تمومی نداره و تعدادشون خیلی زیاده، علاوه بر اون اینکه هر شهری معمولا بازی مخصوص به خودش رو داره، اما اگه بخوایم به چندتا بازی معروف این روز اشاره کنیم، میشه از بازی وسطی، هفت سنگو ,پله بازی(چوب پله) و اسم برد که بازی های دسته جمعی پر تحرکی هستن. یک بازی دیگه هم وجود داره که ظاهرا در اکثر شهرهای ایران انجام میشه اما هرکجا نام های مختلفی داره، این بازی با چوب انجام میشه و در گیلان بهش " چو کِه " و در همدان بهش " گال بازی " یا " زو بازی " میگن، البته میشه گفت که این بازی ها رو بیشتر جوونترها انجام میدن و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها علاوه بر تماشای بازی جوون ها، شطرنج و تخته نرد بازی می کنن و یا چرت می زنن،
سبزه گره زدن وچوب در سوراخ کردن (در دیوار)
از جمله آداب و رسوم جالب این روز، گره زدن سبزه عیده، این کار رو یا با سبزه های سفره هفت سین و گندم های گندم زارها ویونجه زار ها و یا با سبزه طبیعت و زمین بایک حبه قند انجام میدن ، فلسفه این کار هم بر می گرده به یک افسانه زرتشتی که طبق این افسانه، مردم اعتقاد دارن اولین انسان روی زمین، شخصی به نام کیومرث، دوقلوی پسر و دختری داشته که اولین ازدواج روی زمین بین اون ها صورت می گیره و چون در اون زمان عقد نکاحی وجود نداشته، این زوج به نشونه ازدواج، شاخه گیاه مورد رو به هم گره می زنن و دستانشون رو نیز به هم قفل می کنن و این رسم در میان ایرانیان باستان هم رواج پیدا می کنه. در زمانه ما هم جوونترها توی این روز، به نشونه پیوند ابدی با عشق زندگیشون، سبزه رو به هم گره می زنن.
سبزه به آب دادن
برخی اعتقاد دارن که سبزه سفره هفت سین، بدی ها، پلیدی ها و انرژی های منفی محیط رو به خودش جذب می کنه و به همین دلیل باید در روز آخر تعطیلات عید، اون رو به آب روان که مظهر پاکی هست، سپرد.
مراسم ازدواج
بله برون:
خانواده عروس حتماً درباره داماد و خانواده اش تحقیق می کنند. یک روز هم سرزده به خانه ی داماد می روند و به دنبال آن مراسم بله برون انجام می شود. در این مراسم تنی چند از بزرگترهای دو خانواده در منزل عروس دور هم جمع می شوند تا درباره مهریه، پول حمام، لباس و سایر مسائل ضروری صحبت کنند. اگر طرفین شرایط خاصی داشته باشند در همین مجلس مطرح می شود تا به توافق برسند. یک نفر هم آنچه را که مطرح شده روی کاغذ می آورد و در اصطلاح می گویند رُقعه اش نوشته شد. سپس روزی تعیین می شود و به اتفاق عروس به بازار شهر  می روند و پارچه هاولباس های مورد نیاز را می خرند.
رخت برون:
در این مجلس، دوستان عروس و داماد شرکت دارند که به آنها «سوری» می گویند. سوری های داماد یک خیاط را همراه می آورند تا اندازه عروس را بگیرد و پارچه هایی را که خریده اند، با خود ببرد. پذیرایی از مدعوین به عهده مادر عروس است. مادر داماد نیز همراه پارچه، مقداری نقل و هدیه که در اصطلاح به آن گـُل می گویند، با خود می آورد. در این مجلس زن ها دایره می زنند و واسونک می خوانند:
خانم عروس روی تخت، دور تختش گل زنید
                                    همه تون گویید مبارک، قیچی بر تختش زنید و...
 
عقد کنون:
در بوانات همانند سایر نقاط فارس برای عقد و عروسی ساعت سعد را انتخاب می کنند و دو نوبت عقد می گیرند. یکی عقد خصوصی است که تنها عده ای از نزدیکان عروس و داماد شرکت دارند و معمولاً خطبه عقد در همین مجلس خوانده می شود و دیگری مجلس عقد که همه دوستان و آشنایان دو خانواده در آن شرکت دارند. روز عقد خانواده داماد همه چیز را به خانه عروس می برند و تنها از بردن ذغال و تنباکو خودداری می کنند چون معتقدند که تنباکو تلخی به همراه دارد و ذغال سیاهی.
 
دست بوسون:
معمول است که بعد از عقد داماد با یکی دو نفر از نزدیکانش به خانه مادرزن برود و دست او را ببوسد. مادرزن هم روی او را می بوسد. مادرزن در این روز هدیه ای به دامادش می دهد.
البته این رسم تا حدودی منسوخ شده است.
روز قبل از عروسى حجله مى‌بندند و برنج پاک مى‌کنند. اين مراسم با شادى و خواندن واسونک(شعر محلی) همراه است. عده‌اى به خانه عروس رفته و عروس را مى‌آورند. وقتى خواستند عروس را ببرند پدر عروس تا قباله را از ياران داماد نگيرد، اجازه بردن عروس را نمى‌دهد. وقت رفتن خواهران داماد زيربغل عروس را مى‌گيرند و آينه سنگى بزرگى مقابل او گرفته و به‌طرف خانه داماد حرکت مى‌کنند.
 
نرسيده به خانه، داماد به پيشواز عروس مى‌آيد و عروس را با خود به خانه مى‌برد. در حجله، بزرگتر خانواده دست عروس و داماد را در دست هم مى‌گذارد. در حجله انگشت‌هاى کوچک عروس و داماد را با گلوب مى‌شويند و عروس و داماد سکه‌هائى را که در دست دارند، در ظرفى که زير دستشان است مى‌اندازند. اين گلوب را پاى درخت سبزى مى‌ريزند. 
 
عروسی:
روز قبل از عروسی حجله می بندند و برنج پاک می کنند. این مراسم با شادی و شعف و خواندن واسونک همراه است.
بسته به رسم هر محله از یک شب تا دوشب مراسم عروسی  می گیرند .
شب حنابندان
در این شب ابتدا دعوتی های داماد پس از صرف شام به خانه عروس می روند و زنها با شعر خوانی در منزل عروس  ومرد ها هم با ترکه بازی  در مقابل خانه به شادی می پردازند تا زنها سر ودستان عروس را حناب ببندند و پس از آن مقداری حنا از خانه عروس یه خانه داماد می آورند واورا با جشن وشعر وشادی حنا می بندندو..
در شبه دوم مراسم ادامه می یابد وپس از اینکه داماد با عروس از ارایشگاه آمدن  داماد را روی صندلی می نشانند وپس از رقص وشادی  شباشی(جمع آوری هدایای دعوتی های داماد) انجام می گیرد ویک نفر با صدای بلند نام پرداخت کننده هدیه را اعلام وبقیه شباش می کشند. آخر شب دوم
برای آوردن عروس، عده ای به خانه عروس می روند. در این مجلس با شربت و شیرینیاز دعوتی ها پذیرایی می شود. رسم است که یاران داماد چیزی را از خانه عروس بردارند که ممکن است لیوان، قاشق یا استکان باشد. ،. وقت ِ بردن عروس، خواهران داماد زیر بغل عروس را می گیرند و آینه سنگی بزرگی در برابر او گرفته و به طرف خانه داماد حرکت می کنند. اهالی محل روی سر آنها گلاب می پاشند. نرسیده به خانه داماد، داماد به پیشواز عروس می آید و عروس را با خود به خانه می برد.
قبلا رسم بود داماد هنگام بردن عروس به حجله یک تو سری بر سر او می زند که به قول امروزی ها کشتن گربه دم درحجله گویند.
در حجله انگشت های کوچک عروس و داماد را با گلاب می شویند و عروس و داماد سکه هایی را که از قبل در دست دارند در ظرفی که زیر دستشان است، می اندازند. این گلاب را معمولاً پای درخت سبزی می ریزند.
در حجله بر سر عروس و داماد نقل می ریزند.
صبح روز بعد، داماد به دیدن مادرزن می رود و ضمن بوسیدن دست او، او را به خانه خود می آورد. این رسم هم کم کم منسوخ شده است .هدایایی وجهیزیه ای را که برای عروس  می آورند، صبح روز سوم با عنوان جا خالی عروسی به همه نشان می دهند. در بیشتر جاهای شهر به این هدایا، «گـُل» می گویند.
رسم قدیمی دم حمامی
در قدیم رسم بود که در روز دوم عروسی عروس وداماد را جداگانه به حمام عمومی بزرگ شهر یا روستا می بردن وپس از اتمام . داماد سوار بر اسب می شد وعروس را پشت سرش سوار می کردن وبرا اینکه عروس پسری به دنیا بیاورد  پسر کوچکی از اقوام را پشت سر عروس می نشاندن تا فرزند اولش پسر شود.  ومردم با کل وشباش آن ها را تا خانه عروس همراهی می کردن وبزن وبرقص داشتند.     
این رسم فعلا منسوخ شده است.
 
پاگشا:
دربرخی نقاط فارس وبوانات رسم است که هفته ای بعد از عروسی، پدر عروس، داماد و یارانش را به شام یا ناهار دعوت کند. به این مراسم پاگشا می گویند. بعد از پدر عروس نوبت دیگران می رسد.
از دیگر مراسم این است که چون جوانی، دختری را نامزد کرد، از آن به بعد در هر عید، مخصوصاً عید فطر وعید نوروز– باید برای نامزدش عیدی بفرستد. عیدی را درسینی می گذارند و به خانه عروس می برند. در مقابل وقتی که دختر به خانه شوهر رفت، مادر عروس باید همین کار را به ویژه در عید فطر، انجام دهد.
از جمله رسوم معمول در بین برخی محله ها، یکی هم رسم ، ذبح گوسفند در هفتمین روز عروسی است..
 
 
وداع با فرد ِ در گذشته
فرهنگ مردم بوانات چون فرهنگ دیگر مردم ایران بر مبنای باورها و معتقدات دینی مسلمانان استوار است. ضمن این که گاه این آداب و رسوم ریشه در پیش از اسلام دارد؛ مثلاً در شهرستان بوانات همانندآباده، اقلید و فسا رسم است که با مرگ هر فرد، بازماندگان نزدیک وی یعنی پدر، مادر، برادر و خواهر و فرزندان، روز بعد از خاکسپاری، پیش از طلوع آفتاب، سرقبر وی می روند و فاتحه می خوانند. این عمل در تابستان بدون مشکل برگزار می شود اما در سرمای 15 درجه زیر صفر زمستان این کار با مشکلاتی همراه است و با تمامی این احوال مردم به انجام آن می پردازند و معتقدند با این کار به خورشید می گویند که زودتر از او بر مزار عزیزشان      آمده اند.مراسمات هفته  شب  جمعه چهلم  سالگرد از موارد دیگر سوگواری برای مردگان است.
چله بدر
هرساله در آغاز اسفند به مدت سه شب  بعد از غروب افتاب حدود سه الی چهار شعله آتش با جمع آوری هیزم درست می کنند وروی آن می پرند و می گویند چله بدر قضا بدر  بعد یک سوخته هیزم را در سوراخ دیوار می کنند.
اعتقادات و باورها
اگر عروس ته دیگ دوست داشته باشد، شب عروسی باران می بارد.
چون عروس در شب عروسی برقصد، نان ارزان خواهد شد.
اگر آینه عروس بشکند، عروس بدبخت خواهد شد.
اگر عروس را عقد کنند ولی عروسی نکنند، یکی از اقوام عروس و داماد می میرد. در اصطلاح می گویند شکار کرده است.
اگر هنگام خواندن خطبه عقد زنی قفلی را ببندد  شگون ندارد وممکن است بخت عروس بسته شود.
اگر پس از عروسی فردی از خانواده یا اقوام داماد فوت کند می گویند عروس بد قدم هست.
نحس بود کار در روز 13فروردین وروز عید فطر وقربان
آیین های عزاداری محرم دربوانات
بیرق‌ها و علم‌ها به رنگ‌های سیاه، سبز و قرمز بر سر در تکایا، مساجد، خانه‌ها، مؤسسات، ادارات و معابر افراشته می‌شود، زن و مرد و پیر و جوان کوچک و بزرگ همه سیاه پوش می‌پوشند و در ظهر عاشورا برخی چهره‌ها و مو‌های خود را گِل‌آلود می‌کنند.وبا پای برهنه جلوهیات عزاداری حرکت می کنند.
برپا کردن داربست هیئت‌های عزاداری و نصب پرچم‌های قرمز و سیاه از در و دیوار شهر، برپا شدن دیگ‌های نذری و مردم سیاهپوش، تصویر‌های ماندگار از ماه محرم هستند.
در روز تاسوعا دسته های عزاداری به سر قبر شهدا وجانباختگان می روند وساعاتی را به سینه زنی وزنجیر زنی می پردازنددر روز عاشورا دسته های عزاداری  بیشتر در امام زاده بزم به عزاداری مشغولند .نخل گردانی یکی از مراسماتی که در روز عاشورا انجام می شود نخل گردانی است که توسط میزبان از هیات های عزاداری انجام   می شود.
تعزیه خوانی نیز همانند سایر نقاط کشور در بوانات بر گزار می شود.
چاوشی خوانی: همانند سایر نقاط کشور در آغاز محرم پیر غلامان و مداحان اهل بیت با مراسمی شروع به نوحه خوانی ومرثیه خوانی در سوگ سرور شهیدان امام حسین می کنند و خبر از شروع دهه محرم می دهند. در حال حاضر چاوش خوانی بوانات در فهرست میراث ناملموس کشور به ثبت رسیده و همچنین آئین سنتی نون کل سرون که در منطقه سوریان بوانات اجرا می شود.
این مراسم سنتی در تفرجگاه و قدمگاه برگزار می شود و به نوعی آئین بخت گشایی است .
اعیاد در بوانات
همانند سایر نقاط کشور مردم بوانات نیز اعیاد مختلف مذهبی وسنتی مانند عید فطر ,قربان  عید نوروز  و..را جشن می گیرند .
خانه تکانی  در بوانات
مردم شهر بوانات قبل از شروع بهار وسال نو اقدام به شستشوی وسایل منزل وگرد گیری خانه های خود        می کنند.
مفاخر و مشاهیر بوانات
 1- میرزا محمدباقر بواناتی:
معروف به ابراهیم جان معطر فرزند صابر در روستای شیدان بوانات متولد شد تاریخ تولد او مشخص نیست اما در سال 1310 وفات یافت. میرزا محمدباقر در روزگار جوانی برای تحصیل علوم مذهبی و ادبیات فارسی و عربی و انگلیسی به شیراز رفت و به عنوان یک روشنفکر بر ضد استبداد و مطلق العنانی عالم نمایان سخنرانیها و مقالاتی نوشت، تا جایی که از طرف حکومت وقت مورد تعقیب قرار گرفت و در برازجان با سیدجمال الدین اسدآبادی آشنا شد و با وساطت اسدآبادی به بوشهر رفت و در کنسولگری انگلیس مشغول کار شد. سپس به مصر و از آنجا به بیروت رفت. میرزا محمدباقر دارای روح سرکش و انقلابی بود و در دوران زندگی خود برای آرام کردن روح طغیانگر خود به ادیان عیسوی، بودایی، زردشتی و کلیمی پیوست و حتی در دورانی به ابتکار خود مخلوطی از دین مسیحی و اسلام را تبلیغ کرد. بنابراین علاوه بر غور در فقه اسلامی و مباحث مربوط به اسلام مطالعات بسیاری در مورد ادیان مختلف از جمله مذاهب یهودیت، نصرانیت و بودایی داشته و حتی دیر زمانی به هر یک از این ادیان گرویده است حتی او گام را از این فراتر نهاده و آئین جدید بوجود می آورد و نام آن را اسلام مسیحی (مسیحیت اسلامی) می نهد. و به تبلیغ و دعوت پیرامون این آئین می پردازد.
گذشته از این بواناتی فردی روشن فکر بوده که به افکار سیاسی و مسائل اجتماعی بسیار علاقه مند بوده و مبارزات و فعالیتهای گستردهای علیه استبداد ناصری انجام داده و با اشخاصی چون سیدجمال اسدآبادی و شیخ محمد عبده و احمد مدحت همکاری می کرده است. اما در آخر با تشویق سیدجمال الدین به اسلام گروید و آرامش یافت.    بدون تردید بحث در مورد اندیشمندانی چون میرزامحمد باقر بواناتی در عصری که نخستین نسیمهای آزادی و بیداری در ایران می وزیده است و مسائل و مشکلاتی که آنها با آن مواجه بوده اند از جمله طرد از وطن در محیطی که مخالف هر نوع آزادی و دموکراسی بوده نمونه ای بسیار مفید برای آگاهی از اوضاع و احوال اجتماعی ایران و ایرانیان در آن دوران خواهد بود. میرزا محمد شاعر بواناتی متخلص به فارِس از شاعران و هنرمندان بزرگ عصر خویش است جدای از اینکه خود به بررسی پیرامون زندگی فردی اندیشمند و آزادی خواه پرداخته ایم.
علاوه براین شاعر,2-محمدحسین استخر بواناتی  3- - فرخ بواناتی4- صبورا بواناتی از فضلا و شعرای بوانات است
غذا های مشهوربوانات
1-نون براتی
مردم بوانات در ماه شعبان برای خیرات اموات خود اقدام به پخت نون براتی میکنن.
این نان که به خمیر آن زرچوبه اضاف می کنند تا زرد رنگ بشه رو بصورت قرص هایی به شعاع هفت تا ده سانتیمتر و ضخامت دو سانتیمتر در آورده و در روغن ترجیحا روغن حیوانی سرخ می کنند.سپس روی آن را با مخلوطی از شکر و دارچین می پوشانند و دوتا دوتا یا سه تا سه تا بسته به جمعیت خانوار همسایه ها به در خانه آنها می دهند.تا همسایه ها با خوردن آن برای امواتشان فاتحه بفرستند. بعضا داخل خمیر مقداری بذر گشنیز خرد شده می ریزند.
2-یتیمک
این غذای لذیذوخوش طعم،همه ی نقاط کشورمون درست می کنند،،،مثلاجنوبی ها لوبیا بهش اضافه
می کنند ،شیرازی ها سیروتخم مرغ،،ولی مابواناتی های شمال فارس،بیشترکدووبادمجون روداخلش استفاده می کنیم وزندگی های ساده ی قدیم رودوست داریم......غذامون هم ساده وخودمونی پیازداغ
می گیریم،ادویه های همیشگی هم داخلش می ریزیم ،یه تفت می دیم،کدووبادمجون های نگینی خردشده روهم می ریزیم داخل پیازداغ،،،یه تفت که دادیم ،یه مقداراب هم داخلش می ریزیم که حسابی نرم بشه،،اخرپخت هم گوجه ی نگینی رواضافه می کنیم ومی زاریم بپزه.
دیگه این یه غذای محلیه وواسه شام وناهار،میشه استفاده کرد،راحت واسون وخوش پخت.
3-آش گندم یا آش دنگورو                                    
  در مزایجان که جزبوانات می باشد این آش بیشتر مشهور است. در این آش جو به کار نمیره و مواد آن سیرمو ، عدس ، نخود ، خورو و قُرمه یا کله پاچه می باشد.
در قدیم شب اول چوپانان این آش رو می پختند، شب دوم حمامی ها و گاوچرانان و شب سوم که همان شب اول اسفند بوده مردم عادی اقدام به پخت آش دنگورو می کردند. دلیلش نامشخص است.
اهالی( گودعبدال) مزایجان به آن دنگورو گفته و اهالی اون طرف رودخونه (اوتا) آن را آش موغولو می نامیدند.
در سایر روستاها و محلات بوانات این آش را آش جو یا آش اسفندو می نامند و فرمول اون هم معمولا فرق داره. آش جو ترکیبی از  خلینه(دانه زرد آلو که سالم خشک شده)  مغز گردو  جو کوبیده  سیر پیاز داغ و..پخته می شود.
پخت این آش در بوانات از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و بعضی شدیدا به آن اعتقاد داشتند. برخی نیز که توانایی مالی داشتند آن را در حجم زیاد پخته و بین همسایگان و افراد ناتوان نیز توزیع می کردند.
4-آش رشته که در بقیه نقاط کشور نیز استفاده می شود.
یکی از رسوم روستای بادبر بوانات این است که هر وقت باران در سالی نیاید و مردم بیم خشکسالی داشته باشند زنان مسن روستا که سبقه مذهبی دارند اقدام به توسل به ائمه اطهار می نمایند بدین صورت که مقداری گندم در رهگذر می ریزند که مثلا گندم کاشته اند و به بچه های روستا این شعر را یاد میدهند که گلون گلون های... گندم کاشتیم ما....گندما به زیر خاکن ...از تشنگی هلاکن. بچه های روستا شروع به خواندن این شعر باصدای بلند می کنند وهمه بچه ها نیز جمع میشوند .هر کدام از بچه ها ظرفی به دست میگیرند و به در خانه مردم روستا میروند در می زنند وبا صدایی سوزناک همان شعر را ادامه میدهند و همگی نسبت به توان خود کمک می کنند از گندم برنج حبوبات گوشت روغن چربی......وبچه ها تمام انچه جمع کردن را به همان پیر زن اولی تحویل داده واون پیر زن نیز به کمک بقیه زنها شروع به پختن آش با همان مواد می کنند وبچه ها هم با آوردن هیزم کمک می کنند و در اخر همگی برای بارش باران دعا میکنند و آن نذر را بین اهالی توزیع می کنند.
و باقیمانده مواد را در صحرای اطراف روستا برای پرندگان وحیوانات پخش می کنند تا خداوند به خاطر حیوانات به آنها رحم کرده و باران بیاید
محصولات وسوغاتی های بوانات
انگور ،کشمش، مویز ، گردو ,بادام ,  هلو,  آلو وسیب درختی  و..می‌باشد.
بیابان بوانات
در این روزها، گرمای بیابان بیداد می کند.از هر سو که ورود میکنی آفتابی سوزان و عطش آب ، رخسار از چهره برمیدارد.به یک آن.... دره ای،،، سرابی از بهشت را به تصویر می کشد.
        دره باغ
بر اساس تقیسمات کشوری (از دوران پیشین) این دره و مراتع حوالی, شمالی ترین مرز  جغرافیای بوانات میباشد.
فاصله این سرزمین بیابانی تا مرکزیت بوانات حول و حوش ۳۵ کیلومتر است.
به دلیل پهناوری این منطقه، اجبارا به  دشتهای کوچکتر با نامهای (چشمه آب. دره باغ. لوی نیریزی, اُو اشکو, اُو دوپاره, درهِ نار, و فریادون) تقسیم گردیده.
از قرون بسیار دور، بدلیل موقعیت کویری و گرم، رشد زود هنگام گیاهان مراتعی، چوپانان بوانات از مراتع آن جهت چرای زمستانه گله های سنگین خود استفاده میکردند.
و حتی تعدادی از مردمان بوانات از قسمتهای وسیعی از این دشت سند مالکیت و یا مجوز چرای دام دارند.
هنوز آثاری از آقل و بیکندهای چوپان بواناتی همچون مرحومان بخشعلی کیانی، حاج احمدقلی طهماسبی و عبدالعی برزگر در دره های آن پابرجاست.
این مناطق وسیع از جهات متعدد دارای ارزشمندی خاص خود است که به تفصیل با آنها میپردازیم.
این منطقه جغرافیایی بدلیل واقع شدن بین تلاقی دو ورقه پوسته ای بیابانی کوهستانی دارای معادن و کانی سنگهای ارزشمند در عرصه اقتصاد است.
۱-معادن  عظیم خاک نسوز فریادون غربی ترین این منطقه
-2معادن آهن (هماتیت) با درجه خلوص بالا 
٣- عنصر اورانیم در حد وسیع در شیلهای روانِ کوههای قرمز مشرف به اَو دوپاره.
۴-چندین معدن سنگ مرمریت در حوالی رشته کوههای سنگتراش، بردشیراز و چشمه سرخ که متاسفانه مالیکت هیچ معدنی بنام بواناتی ها نیست.
رویش گیاهان وحشی همچون آنغوزه_و بولهر که در زمینه صادرات و ارز آوری به ایران از زعفران پیشی گرفته است.محیطی مناسب و وسیع زیست محیطی جهت جانوران وحوشی که از دیربازان در دشتهای فوق زاد و ولد کردند.
موهبت فوق پتانسیل حفظ زیست محیطان و جانوران در حال انقراض را مهیا مینماید.
یکی از مناطق مورد علاقه توریسمبا استفاده از سکوت محض بیابان و رصد ستارگان است که یقینا بیابان در این حوزه نیز برکاتی را به بوانات هدیه میدهد.
وجود بیست درصد از گونه های *پرنده* ایران در منطقه دره باغ سیر می کنند و همچنین تنوع گیاهی منحصر این منطقه نیز  حائز اهمیت است.در پایان،  شاید بخش کوچکی از برکات الهی که در چند بند بالا ذکر گردید، ارزشمندی این مرز شمالی بیابانی بوانات را روشن کند.
صنايع دستي در اقتصاد خانواده نقش مهمي دارد صنعت فرش هنر زنان خطه بوانات است انواع متنوع فرش تولید می شود که  جنبه صادراتي هم دارد از جمله گلیم نوعی فرش بدون پرز است که با درگیری تاروپود به یکدیگر ایجاد میشود . معمولا تار آن پنبه و پشم وگاهی نخ ابریشم و پود آن از نخهای پشمی و کرک و ابریشم به صورت رنگی استفاده می شود .
علاوه بر آین هنرهای سنتی قاشق تراشی شربت خوری، نمدمالی، زیراندازهای سنتی، رویه دوزی گیوه و عقیق تراشی، پنج رشته صنایع دستی شهرستان بوانات است.
از دیگرهنرهای سنتی خاص این شهرستان، قالی بافی، نمدمالی، گیوه دوزی و مصنوعات چوبی (قاشق تراشی منبت کاری شده) می باشد که برخی از این هنرها منسوخ شده و یا در آستانه فراموشی است.                 قاشق تراشی                                                                        
 یکی از هنرهای اصیل و سنتی شهرستان بوانات بوده که هم اینک منسوخ شده، این هنر سنتی از چوب نوعی درخت گلابی است که خاص شهرستان بوده و در اصطلاح محلی به آن «کدمول» می گویند.
قاشق های چوبی از شاخه های این نوع درخت گلابی ساخته و در دوره های مختلف تاریخی به کشوری چون هند صادر می شد.در این قاشق های چوبی از هنر منبت نیز استفاده می شده و هنرمندان، جلوه های خاصی به آثار تولیدی می دادند و بنابر اظهارنظر برخی از کارشناسان، دستکم این هنر طی ۵۰ سال گذشته در بوانات رواج داشته است.
نمدمالی دربوانات
 نمدمالی یکی از رشته های صنایع دستی بومی شهرستان است که در حال حاضر تنها ۲ تا ۳ نفر از پیشکسوتان در این حوزه فعالیت دارند
درشهرستان بوانات، معدن سنگ عقیق نیز وجود دارد، تراش این سنگ قیمتی و توسعه و ترویج آن می تواند به اقتصاد صنایع دستی شهرستان کمک کند.
گلیم انواع مختلفی داردکه عبارت است از : 
شیریکی :  که ظاهری شبیه قالی دارد و همانند قالی با گره بافته می شود و بر خلاف دیگر انواع گلیم که پود باعث تکمیل و نمایاندن نقوش آن می شود، پود تنها باعث اتصال تارها به یکدیگر و در پشت گوشت ( پرز ) گلیم مخفی است و قابل رؤیت نیست.نقوش به وسیلة گره ای که بر روی تار زده می شود به وجود می آیند.گره زدن در شیریکی پیچ دو نوع است. گره متن، که با کمک آن نخ رنگی از روی دو تار می گذرد و به پشت برگردانده می شود. و از زیر رشتة اصلی رویی عبور و ایجاد گره می کند.
دومین گره، گرة آبدوزی است.در این گره،پود رنگی دو بار روی دو تار قرار می گیرد و خط پهن تری ایجاد می کند.پس از اتمام عملیات گره زنی در هر ردیف پود گذاری انجام و بین پود و گره ها درگیری ایجاد می شود.این عمل به وسیلة شانه یا دفتین صورت می گیرد.نقوش شیریکی پیچ از محدودة هندسی بالاتر می رود و گاه توازن و هماهنگی را از ترکیب نقوش غیر متقارن به دست می آورد. نقش بوته جقه در میان نقوش شیریکی پیچ دیدمی شود که دو گل گرد در میان آنها تعبیه شده که نسبت به یکدیگرمتقارن اند.حاشیه هااغلب زنجیره ای و مرکب از یک شکل هندسی مکررند که بین دو خط موازی قرار می گیرند.این حاشیه ها را حاشیه های چرخی می نامند.گل متن کشمیری است که سراسر متن را با تکرار خود پر می کند.نقوش دیگری که در بافت این محصول رواج دارند عبارتند از: قارا،گل شاه عباسی، گل کرمانی و جفت گل. رنگ های انتخابی بافندگان شیریکی پیچ معمولاً رنگ های تیره است.یک نوع حاشیة دیگر، حاشیة وکیلی است که در گل های گرد وسط دایره های کوچک درون گل معمولاً به رنگ قرمز و زمینة آن به رنگ سبز است.
 
زیلو:
 اغلب  با نخ پنبه ای بافته می شود و بیشتر به عنوان زیرانداز تابستانی مورد استفاده قرار می گیرد.ظاهری زمخت دارد و از نظر تنوع رنگ و نقش قابل مقایسه با دیگر انواع گلیم نیست. عمده ترین مادة اولیة زیلو بافی رانخ پنبه ای تابیده شده تشکیل می دهد و معمولاً ۶ تا ۸ نخ یک لا در کناریکدیگر قرار می گیرند و تابیده می شوند و به مصرف پود می رسند.
نیروی کار : بواسطه اقتصاد کشاورزی کار بر منطقه اکثر اعضای خانواده درگیر کار کشاورزی و فعالیتهای جانبی آن می باشند فصل کاشت اکثرا مردان وجوانان مشغول کار کشاورزی هستندو معمولا از اول مهر شروع می شود چراکه در ماههای ابان به بعد با اغاز بارندگی امر کاشت با مشکلاتی مواجهه می شود.موقع برداشت محصول همه اعضای خانواده مشارکت دارند.
موقوفات و بقاع متبرکه : بطور کلی شهرستان بوانات دارای ۱۸۶ موقوفه می باشد که تعداد   ۱۳۳ مورد وقف انتفاع و ۵۳ مورد وقف منفعت و ازکل موقوفات ۸۰ درصد مزروعی و باغ و ۲۰ درصد ان تجاری اموزشی و خدماتی است.مزرعه ملک آباد سوريان توسط يکي از بانوان خير وقف سيد الشهدا عليه السلام شده است.
- بيش از يک سوم اراضي حاصلخيز بخش سرچهان وقف عام است .شهرستان دارای ۱۷ بقعه متبرکه که ۸ بقعه دارای در امد  می باشند.شاخصترین انها به لحاظ تعداد زائرو پیشینه تاریخی  امامزاده شاه میر حمزه و اقع در روستای  امام زاده که ساختمان ان مربوط به عهد صفویه ودارای ضریحی  چوبی قدیمی که در سال ۱۰۰۷  هجری قمری ساخته شده است . اما اخیرا به دستور اداره اوقاف بوانات ضریح ان با فلزات گرانبها توسط اساتید فلز کار اصفهانی ساخته ونصب گردیده است .
 امام زاده شاهزاده علی اکبر  واقع در  جیان که طرح توسعه حرم ان با زیر بنای ۲۳۰۰۰ متر مربع  تصویب  و نقشه طرح توسعه نیز تهیه گردیده استامام زاده سید میر محمد مرتضی در سوریان   امام زاده عون و جعفر در شیدان  امام زاده خاقان در ده زیارت  شاه زاده ابو لقاسم در شمال غربی شهر کره ای  امام زاده بی بی در مزایجان و روستای بزم  از دیگر امامزادگان واجب التعظیم بوانات هستند.  (به نقل از  رعیت پیشه ذولفقار .نشریه محلی انتهای زاگرس .شماره اول.  صفحه  :۳  )
گویش های بواناتیها
بعضی اصطلاحات عامیانه بواناتی‌ها 
اَدَسی =   ازدستی(عمداً )    .اَدَسی  =  عمدا-اُرسی  =  کفش -اَرو تیشو   = کشیدن و شل کردن مثل رفت و آمد ارهاُسو =   اون وقت -اُمُخته  =  عادت -اُو هَه  =  آب هست؟-اُوسار  =  افسار
اُوشه  =  حیات -اوتا =   آن طرف -اوشون  =  تکون-آلِشت =   عوض
آلبز   = خارش -آلشت کن   = عوض کن -آنَت  =   مادرت -آنه   = مادر      
اوچین    علف چین- اوچین: وسیله ای برای جدا کردن کاه و دانه که شبیه چنگال غذا خوری است با دندانه های بیشتربافه =   چندین دسته از خوشه های گندم و یا جو که در موقع چیدن روی هم قرار می دادند.
بَرجین: خرمن کوب سنتی برای خورد کردن ساقه گندم که نیروی محرکه ان گاو و الاغ و گاهی اسب بودهبَشن   =  بدن-  بِچِلون  :  فشارده- بِچیک :   بپر-  بُونات   : بوانات  -بَرجین :  ابزار خورد کردن ساقه گندم با اتصال به حیوان-برجين: وسيلهاى براى كوبيدن خرمن گندم و جو-پَخشه :   پشه- پِرشنَک  :  عطسه -پِلِنجه   : کیسه کوچک  -پِنجیر  :  نیشگون
پیاله :    کاسه- تَقَرسٍه  :  تگرگ - تابِلّو -    بازکن
تاپو   :    ظرف گلی بزرگی مثل تنور که ته آن بسته است  گندم یا جو  یا آرد درون ان میریزند.-تاچه   :      کیسه کلفت برای حمل گندم -تارمِه   =بهارخواب
تَکَرون =    ته‌دیگ-                    ُتوسُوار  =  اینطرف آنطرفتیش‌تیز  =  قند شکن- جار=    صدا       -جارزدن  =  صدا زدن
 جاوند   چاچو     پارچه چهار گوش بزرگی که برای حمل علوفه بکار میرود (از جاوند برای رختخواب نیز استفاده میشود
 جِنگِه   =  گاو نر که هنوز بالغ نشده-جووال، کدررو =      کیسه کلفت و بزرگ برای حمل کود-جوال دوز     =  سوزنی درشت برای دوختن جوال
 جوق   =      جوی آب-جوقن    =  هاون سنگی-جی   =  فطعه ای چوبی که پشت گردن دو گاو قرار می گیرد که دار خیش به  آن بسته شود.
 
چاچو  یا جاوند  :  پارچه چهار گوش بزرگی که برای حمل علوفه بکار میرود (از جاوند برای رختخواب نیز استفاده میشود.چَلَک   = هیزم- چِر =   بین ,لا
چِر لباس =    بین لباس-  چِنگ  =  نوک(منقار)- چوغور   = گنجشک- خِلِچو: چقوله زردالو به كسر خ-  خِل: با كسر خ اب بينى مف--دَدَتِ   = خواهرت است؟-
دَدِه    خواهر-   دولوزون =    آویزان-دُوری  =  بشقاب
 دولچه =    مشک کوچکی که از ان برا خنک کردن آب استفاده می شد. 
دولخ =   گردوخاک-  رَف =   تاقچه بالای اجاق- رُوار =   رویه گیوهزدو  =  مواد چسبنده ای که روی درختان ایجاد می شود.
 سرانداز  =  چادر-سِد   = نردبان- سُقُلمِه=    تلنگر محکم به کسی زدنسَکَل=    استخوان پخته شده بدون گوشت-سیفال   =  کاههای جای کشت گندم و جو
شیردون =   پارچ آبخورب-شی شو  =  پیاده شو-شیبه  :  رویه گیوه , رویه مَلکی
 طَشته :  یا همان ساعت آبی وسیله ای بود جهت اندازه گیری آب برای آبیاری کاربرد این وسیله بدان صورت بود  که ظرف طشت مانند کوچولو کف آن سوراخ ریزی بود آبدار یا میراب ریگ کوچکی بروی این سوراخ قرار میداد وروی آب  که بی حرکت باشد قرار میداد هر زمان که ظرف مورد نظر پر میشد به معنای اینکه شما ربع ساعت یا  15 دقیقه آب  گرفته ای  ملاک این ظرف 15دقیقه بود
 فقو: از ساقه گردو   نی  درست کردن-قُوتِه  :   شنا- قاره   :  داد,فریاد
قاره نزن  =  داد نزن-  قال =   لانه-کَپ   = دهان-کَپِّه =   نصف
 کرکو  =   خربزه نرسیده,  کَلِه   = دیوار-کُلِه    =  محل نگهداری مرغ و خروسها در زمستان- کُچِه  =  چانه
 چال =   خانه ای از کلوخ که آن را پر از آتش می کزدند و  شلغم در آن می ریختند و بعد خرابش می کردند ....
 کُدَررو  = جووال،   کیسه بزرگ برای حمل کود- کُدی =   کدو
 کَفشَک =    دمپایی-کُک  =  سرفه-کُل   =  نصف
کُلُم قاضی   =  قسمتی از معده علف خواران(قسمتی از شکم کنار شکم)
که گوشته پخته را دران می ریزن وزمستان استفاده می کنند.
کُلوک  =  دبه--کُله مرغی    لانه مرغ-  کُوکَرّو =   بلدرچین
کیش  =  چادر-کاکِی  =  برادر       -کاکات   = برادرت-کَپه کردن=    قاش کردن-کول =   شانه-کوی: گردی-کوی کله: گردی سر-کلوق کو (کلوخ کوب): وسیله ای چوبی بود  زمانیکه زمین را شخم میزدن تکه های بزرگ گلهای(خاک) بهم چسبیده را می کوبیدن تا نرم شود و زمین هموار گردد جهت کاشتن بذرکِرا:  وسیله ای  آهنی بود دو طرفه و با یک زنجیر بهم متصل میشد این وسیله دو نفر باید کار میکردند یکی قسمت بیل مانند را میکشید ودومی قسمت دسته چوبی کاربرد این وسیله جهت بوجود آوردن  تا و کرزه بود.
 کلون  =  بست چوبی در-کلون کردن در =    کشیدن کشویی در  تا انتها، به طوری  که باز کردن آن براحتی  انجام نمی شد.
 گاسم(شاتا)   = شاید-گُده=      خار گِردی که در بیابان بود و در زمستان آتش میزنند
 گردو اوسال  =  گردو آبسال ,گردو در آب مانده و در ایام عید مصرف می شود.
 گُرده   = بر گرده شخص ؛ بر عهده شخص-گُو بازی   = بازی با چوب و توپی که با پارچه باندازه توپ تنیس بسازند.
لَچَک  =  روسری-لپر   = تاول-لوده  =  جعبه چوبی مخصوص گذاردن خوشه انگور
 مَلِکی =    گیوه-نَنی  = گهواره-نیمدر   =   پنجره -هَکَل=    قارچ
ها= هَه   = بله هست-هرسم  =  چوب کلفت استوانه ای که روی سقف ساختمانه قرار داده می شد .           جایی که (:و= به معنای)
لهجه ی شیرین بواناتی
1-سَر تُبر یا ,سَر ریز تُبُر  یا  سَر تو بُر
این اصطلاحات در سایر مناطق استان فارس نیز شنیده شده است.
سَر= سر شاخه های درخت رز (انگور)
ریز= ریختن ( بریدن و کوتاه کردن سر شاخه ها)
توبُر = تو+بُر   تو = داخل   بُر= بریدن  یعنی شاخه های اضافی داخل رز را بریدن.
تُبُر = در واقع همان معنای توبُر می دهد .
بنابر این؛  سرریز توبر:به معنی کوتاه کردن سرشاخه هایی که سال قبل رشد کرده اند و همچنین بریدن شاخه های اضافی یا خشک شده است.
این اصطلاح با لغت «هَرَس» تفاوتی چندانی ندارد و در واقع همان معنی را می دهد ولی اصطلاح «سرتوبُر» در بوانات فقط برای درخت رز به کار می رود در حالی که هَرَس برای تمام درختان کاربرد دارد. موشکافی این اصطلاح به همین دلیل است.
شهرستان بوانات باغات انگور فراوانی دارد و به همین دلیل یکی از اصلی ترین محصولات باغی آن انگور و کشمش می باشد.
در برخی مناطق بوانات اندکی پس از برداشت انگور و قبل از فصل سرما درختان انگور را سرتبر (هَرَس) می کنند و برخی نقاط دیگر اواخر فصل زمستان و اوایل بهار را انتخاب می کنند.
در قدیم عده ای از باغداران فرایند توبُر را در پاییز و زمستان انجام داده و  فرایند (سَرریز) را به اسفند و فروردین موکول می کردند. عدم تحریک درخت در فصل سرما و سبک شدن کار برای فصل بهار دلیل این امر بوده است.
ابزار مورد استفاده باغداران در قدیم فقط ارّه یا اَرداس یا(علف بر)بوده اما از سالها پیش برای برش اکثر شاخه ها از قیچی مخصوص استفاده کرده و فقط برای برش شاخه های خشک و ضخیم از ارّه استفاده می کنند.
سرتوبُر درختان رز از اهمیت زیادی برخوردار است اگر یک سال این کار انجام نشود برای سال بعد نه تنها باغ به یک جنگل انبوه تبدیل می شود بلکه محصولی هم درکار نخواهد بود.
همچنین اگر  سرتوبُر  با دقت و کیفیت انجام نشود، محصول چندانی نصیب صاحب باغ نخواهد شد. به همین دلیل می توان گفت سَرریزتوبُر هر چند از پاکَنی(باغ کندن) راحت تر است اما اهمیت بیشتری دارد.
2-مَندُو(mandow)
نام روغنی است که در قدیم برای سوخت چراغ موشی از آن استفاده می کردند.روغن مندو همچنین برای گَری گوسفند و حتی گَری انسان نیز کاربرد داشته است.
این روغن از تخم گیاهی به نام کَرزَک گرفته می شود. کرزک نام علفی است که همراه با شَبدر می کاشتند و خوراک مناسبی برای حیوانات اهلی می باشد.
3- چِراغو
این اصطلاح نزد برخی از اهالی بوانات و غالبا بخش مزایجان؛ نام پوسته ی ساقه و ریشه ی فرسوده ی گیاه کتیرا (گَوَن) می باشد.
در کوه های بوانات گَوَن به فراوانی یافت می شود و برخی از مردم با تیغ زدن قسمت انتهایی ساقه یا ریشه، شیره ی آن  که همان کتیرا باشد را استخراج می کنند. البته این کار نیاز به اخذ مجوز دارد.
گون هایی که خشک شده یا عمر آن ها به پایان رسیده دارای ریشه هایی هستند و پوست آن ریشه ها حاوی روغنی خاص است که در هنگام آتش گرفتن؛ ضمن داشتن شعله تا مدت زمان زیادی به طور یک نواخت می سوزد در قدیم چوپانان و صحرا نشینان از این محصول کوهی برای  روشنایی در شب استفاده می کردند و به همین دلیل نام آن را (چِراغو)گذاشته اند.
در حال حاضر این ماده در کوه های بوانات به وفور یافت می شود و شاید کمتر کسی از آن برای روشنایی استفاده می کند.
4- تَپ تَپی
این اصطلاح در لهجه ی بواناتی  نام نوعی از نان است.
خصوصیت بارز نان تپ تپی این است که نیازی به تخمیر شدن (وَر اومدن) خمیر ندارد و بلافاصله پس از فرایند خمیر کردن بر روی تابه ی داغ پخته می شود.
دلیل نامگذاری این نان احتمالا صدای تَپ تَپ حین پهن کردن آن است.
 5- هیخ یا(هیسشو)
این دو اصطلاح که توسط برخی از بواناتی ها استفاده می شود معنی لغوی ندارد. این اصطلاحات توسط چوپان برای هِی کردن و راندن گوسفندان به کار می رود.
جالب اینجا بود که گوسفندان با شنیدن این کلمات سریع حرکت می کردن
درمورد استفاده ا زاین واژه ها برای راندن حیوانات باید بگم که من بچه بودم می دیدم که پدر و مادرم اگه مثلا می خواستن میش یابره رو ازجایی حرکت بدن میگفتن هیچ یا هیچه یا هیسشو
و به بز وکهره میگفتن (هیخ ) اگرم که همشون باهم جمع بودن میگفتن (هیسشو)
برای متوقف کردن الاغ هم که میگن "هُشیا " هَتیش(هچیش)یا هش
 
 
لباس
لباس اغلب مردم شهری می باشد وعشایر نوعی لباس قری  می پوشند .
شلوار, پیراهن ,کت, پیجامه , لچک, روسری و..
بازی ها:
1-ترنه بازی 2- هفت سنگ  3-چوب پله بازی  4- ترکه بازی
 
  تهیه  وجمع آوری کننده عباسعلی خویشتن دار دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی
+ نوشته شده در  جمعه سوم مرداد ۱۳۹۹ساعت 19:19  توسط عباسعلی خویشتن دار  |